پیدا کردن شماره تلفن خود با ماشین حساب
پیدا کردن شماره تلفن خود با ماشین حساب
۱.هفت رقم شماره ی تلفن خود را در نظر بگیرید.
۲.حالا سه رقم اول آن را وارد ماشین حساب کنید.یعنی اگر تلفن شما ۱۲۳۴۵۶۷ باشد ۱۲۳ را در ماشین حساب وارد کنید.
۳.حالا این سه رقم را در ۸۰ ضرب کنید و حاصل را با ۱ جمع کنید.
۴.عدد به دست آمده را در ۲۵۰ ضرب کنید.
۵.حالا چهار رقم پایانی تلفن خود رابا عدد به دست آمده جمع کنید. یک بار دیگر چهار رقم پایانی شماره ی خود را با آن جمع کنید.
۶.عدد ۲۵۰ را از حاصل به دست آمده کم کنید.
۷.حالا حاصل را تقسیم بر ۲ کنید.
ایـده های جالبـی برای رفـاه نـسل آینـده
10 حیوان بسیار عجیب دنیا!
داستـان های کوتـاه و خوانـدنی
ماجـرای کـلاغ عـــاشــق!
10 برنـد معـروف جـهان را بشناسیـد
بیخودی خندیدیم
که بگوییم دلی خوش داریم
بیخودی حرف زدیم
که بگوییم زبان هم داریم
و قفس هامان را
زود زود رنگ زدیم
و نشستیم لب رود
و به آب سنگ زدیم
ما به هر دیواری
آینه بخشیدیم
که تصور بکنیم
یک نفر با ماهست
ما زمان را دیدیم
خسته در ثانیه ها
باز با خود گفتیم
شب زیبایی هست!
بیخودی پرسه زدیم
صبحمان شب بشود
بیخودی حرص زدیم
سهممان کم نشود
ما خدا را با خود
سر دعوا بردیم
و قسم ها خوردیم
ما به هم بد کردیم
ما به هم بد گفتیم
بیخودی داد زدیم
که بگوییم توانا هستیم
بیخودی پرسیدیم
حال همدیگر را
که بگوییم محبت داریم
بیخودی ترسیدیم
از بیان غم خود
و تصور کردیم
که شهامت داریم
ما حقیقت ها را
زیر پا له کردیم
و چقدر حظ بردیم
که زرنگی کردیم
روی هر حادثه ای
حرفی از پول زدیم
از شما می پرسم
ما که را گول زدیم ؟!
دانلود کتاب ماهنامه ی لوکس بوک نسخه ی یک

مطالب موجود در این نسخه:
1. کلام اول
2.رویداد های ماه جاری
3.داستان های خواندنی
4.قند و نمک(بخش ویژه ی لبخند)
5.ادبیات فارسی(شامل اشعار جالب فارسی)
6.دنیای رایانه
7.بخش تلفن همراه
8.معرفی فیلم به همراه پوستر
9.تصویر این ماه به همراه توضیح
10.معرفی بازی رایانه ای
11.بانک اس ام اس که خود شامل:
+ اس ام اس عاشقانه
+ اس ام اس فلسفی
+ اس ام اس نیمه شب
+ سخن بزرگان
+ اس ام اس طنز و خنده دار
است.
12.بیوگرافی افراد(بیوگرافی بازیگران و هنر مندان)
13.ورزشی(جدید ترین اخبار ورزشی)
14.کلام آخر
به شما پیشنهاد می دهیم این نسخه ی کم حجم و مفید را دانلود کنید.
لینک دانلود
نسخه ی بهمن ماه 90
حجم 914 کیلوبایت
بی نظیرترین شاهکارها با کاغذ (عکس)


بقیه درادامه مطلب
کلمات انگلیسی با تعبیر فارسی! (طنز)

دو عکس عاطفی بسیار جالب
دو عکس عاطفی بسیار جالب


مفهوم عشق
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد .
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .
از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .
از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….
دوستت دارم تا اخرین نفس عزیزم.
خلاقیت های بی نظیر در هنر عکاسی
اینترنت
* سرعت اینترنت در کره جنوبی حدود 38 برابر سرعت اینترنت در ایران است.
* قیمت اینترنت در کره جنوبی حدود 0.004 قیمت اینترنت در ایران است .

برای دیدن سرعت اینترنت همه کشورهای جهان اینجا را کلیک کنید.
جدول آمار تعداد کاربران اینترنتی در ایران ( سال 2000 - 2010 )
| pop % | ~ :population | users | year |
| %3.8 | 69,442,000 | 250,000 | 2000 |
| %7.5 | 69,443,000 | 5,500,000 | 2002 |
| %10.8 | 69,445,000 | 7,500,000 | 2005 |
| %34.9 | 65,875,000 | 23,000,000 | 2008 |
| %48.5 | 66,429,000 | 32,200,000 | 2009 |
| %43.2 | 76,923,000 | 33,200,000 | 2010 |
سرعت تایپ شما چقدر است ؟
سرعت تایپ شما چقدر است ؟
مهارت تایپ سریع و درست از هنرهاییست که هر کاربر و علاقمند به رایانه آرزوی داشتن آن را دارد . این مهارت تنها در صورت داشتن دو فاکتور مهم تمرین بسیار و گذشت زمان قابل دستیابی است .چنانچه مایل به پیشرفت در این زمینه و رسیدن به حد تایپیست های حرفه ای باشید، تنها چیزی که علاوه بر آموزش نیازمند آن هستید تمرین زیاد است. اگر روزی سرعت تایپ شما به 100 کلید در دقیقه رسید، شما یک حروف چین (تایپیست) نیمه حرفه ای و چنانچه به 180 حرف در دقیقه برسید یک حروف چین کاملا حرفه ای و واجد شرایط دریافت مدرک بین المللی تایپ از سوی سازمان فنی و حرفه ای کشور به شمار می آیید.
اما تا به حال شده بخواهید سرعت تایپ خود را اندازه بگیرید؟ فکر میکنید چقدر بتوانید سریع و با کمترین اشتباه تایپ کنید؟

سایت fast-fingers.com یک ابزار آنلاین جالب برای اندازه گیری سرعت تایپ در اختیارتان قرار میدهد .
نکته جالب در این سایت پشتیبانی از زبانهای مختلف از جمله زبان فارسی است .
در این سایت می توانید سرعت تایپ خود را بسنجید . کافی ست واژه های داده شده را تایپ کنید. کلمات نمایش داده شده گزیده ای از پرکاربردترین واژگان زبان پارسی هستند. با هر بار تلاش شما برای ثبت رکورد جدید؛سرعت تایپ شما بهبود می یابد .
شما 60 ثانیه فرصت دارید تا لغات نمایش داده شده را در کادر مربوط تایپ کنید ، هر چه که تعداد کلمات بیشتری را طی 1 دقیقه و به صورت صحیح وارد کرده باشید ، امتیاز بیشتری خواهید گرفت .
در پایان ضمن نمایش امتیاز کسب شده ، امتیاز شما با سایر شرکتکنندگان به مقایسه گذاشته خواهد شد و میتوانید رتبه خود را نسبت به سایررقبا مشاهده کنید .
اینم سایتش :
http://persian-speedtest.10-fast-fingers.com/
این رکورد منه رکورد شما چقدره ... ؟
شما 212 امتیاز کسب نمودید ، بنابراین جایگاه شما 1150 در میان 61859 می باشد .
شما 290 کاراکتر را در یک دقیقه تایپ کردید
نتیجه شما شامل 55 واژه صحیح و همینطور 0 واژه غلط می باشد.
اگه دوست داشتین رکورد خودتونو توی قسمت نظرات بزارین .
جملات طنز تا حالا دقت کردید که ؟!
جملات طنز و خنده دار تا حالا دقت کردید که ؟!

دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس میکنین یکی صداتون میکنه؟
. . .
تا حالا دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت لخت بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوارک پاشون میکردن؟
ادامه مطلب
بندگی
« بیا جهان را قسمت کنیم آسمون واسه من ابراش مال تو
دریا مال من موجش مال تو ماه مال من خورشید مال تو … »
خدا خندید و گفت : « تو بندگی کن ، همه دنیا مال تو …من هم مال تو
فرستاده شده از "زهرا"

وفادار
تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم ،
تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم باز گشتم ،
تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم
،تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی…؟؟
فرستاده شده از "زهرا"
داستانک زیبای دخترکوچولو و دست پدرش
داستانک زیبای دخترکوچولو و دست پدرش
دختر کوچولو و پدرش از رو پلي ميگذشتن.پدر یه جورایی می ترسید
واسه همین به دخترش
گفت:"عزیزم لطفا دست منو بگیر تا نیوفتی تو رود خونه"
دختر کوچولو گفت:"نه بابا تو دست منو بگیر...." پدر که گیج شده بود با
تعجب پرسید:"چه فرقی میکنه؟؟؟؟" دختر کوچولو جواب داد: اگه من
دستت را بگیرم و اتفاقی واسم بیفته
امکانش هست که من دستت را ول کنم.اما اگر تو دست منو بگیری من با اطمینان میدونم
هر اتفاقی هم که بیفته هیچ وقت دست منو ول نمی کنی. ![]()
![]()
![]()
![]()
شاهکاری از یک عکاس
مایک ادموند عکاس و هنرمند عکسی مفهومی از خود گرفته و با نوشتن جمله ی "اگر دقت کنید به تغییرات پی میبرید" شهرت زیادی به دست آورد. این عکس هم تمام رخ هست و هم نیمرخ

دایم گل این بستان شاداب نمیماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همیکردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا این جا با سلسله میرقصند این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
"حافظ"
نیازمندان، زورشان به صف ایستادن نمیرسد
ظرف
غذای نذری همسایه را نگرفتم، هاج و واج نگاهم کرد.
گفتم غذا پخته ام و این زیادی است ...
به او نگفتم که اگر فقط ده دقیقه سرکوچه بایستد حتما یک نفر را می بیند که
سطل آشغال بزرگ را می کاود برای یافتن لقمه ای نان !
دوروبرمان پر است از یتیم، نیازمند و کودکان خیابانی ...

یک
محل را نذری میدهید، بی آنکه حواستان باشد
نیازمندان، زورشان به صف ایستادن نمیرسد
و اگر هم برسد، از لباسهایشان خجالت می کشند ...
داستان و داستانک
درس و ترس
فــکـر و ذهــنـش ز درس آزاد اســت لا ابـــالـی مــسـت و دلــشـاد اسـت
نـیـسـت انـدیـشـه اش حـسـاب و کـتاب مضطرب نیست وقتِ جبر و حساب
نه کـچـل می شـود نـه زار و ضـعـیف و نـه چـون بـنـده بـی نـوا و نـحـیف
نــه بــر او غــصّـه چـیــره مـی گـردد نـه جــوانــیــش تــیــره مــی گــردد
نـــه ز اســـتـــاد مـــی کـــشـــد دردی نـه بــر او چــیــره اســت دلـسـردی
هــیــچ کــس نــیــســت حــال مـا دانـد یــا کــه مـا را زِ غــصّـه بِـرهــانَــد
دل مــا بــهــرِ درس هــا خــون اسـت حـالِ مـا هـمـچـو حـالِ مجنـون است
شـیـمـی و دیـنـی و حـسـاب و کـتـاب بــنــده را ســخت مـی دهـنـد عـذاب
بـه چـه کـار آیـدم ریـاضـی و زیـست نیست سهمم در این دو مورد بـیست
پــدرم بــنــده را بــه سـیــلـی و چَـک یا به دعـوا و جـرّ و بحـث و کـتک
مـی نـشــانَـد بــه پــایِ درس و کـتـاب تــا بـخـوانـم ریـاضـیـات و حـسـاب
شـب هــر امـتـحـان مـن ســالی اسـت بـنده را ترس و لرز و بدحالی است
چــه بـگــویــم از ایــن گــرفـــتـــاری زیـن هـمـه رنج و سختی و خـواری
کـاش مـی شــد بـدون خـوانـدن درس فارغ از درد و رنج و غصّه و ترس
دکــتــر و قـاضــی و مــهـنــدس شــد یــا کــه اســتــاد و یــا مــدرّس شـد
« پوریا شجاعی »
احمدک
سخنهای ناگفته در مغزها ، به لب نارسیده فراموش شد
معلم ز کار مداوم مدام ،غضبناک و افسرده و خسته بود
جوان بود و در عنفوان شباب ، جوانی از او رخت بر بسته بود
سکوت کلاس غم آلود را ، صدای درشت معلم شکست
بیا احمدک درس دیروز را بخوان تا ببینیم سعدی چه گفت
ولی احمدک درس ناخوانده بود ،بجز آنچه دیروز آنجا شنفت
عرق چون شتابان سرشک یتیم ، خطوط خجالت برویش نگاشت
لباس پراز وصله و پینه اش ، بروی تن لاغرش لرزه داشت
زبانش به لکنت بیفتاد و گفت: بنی آدم اعضای یکدیگرند
وجودش به یکباره فریاد زد : که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
تو کز ، کز ، تو کز ،. . . وای یادش نبود ، جهان پیش چشمش سیه پوش شد
نگاهی به سنگینی از روی شرم ، بیفکند پایین و خاموش شد
معلم بگفتا به لحنی گران ، مگر چیست فرق تو با دیگران
خدایا چه می گوید آموزگار
نمی داند آیا که در این میات بود فرق ما بین دار و ندار
به آهنگ زار احمد بینوا چنین زیر لب گفت با قلب چاک
که آنها به دامان مادر خوشند و من بی وجودش نهم سر به خاک
به آنها جز از روی مهر و خوشی نگفته کسی تاکنون یک سخن
من از روی اجبار و از ترس مرگ ،کشیدم از این درس بگذشته دست
ببین ، ببین دست های پر از پینه ام شاهد است
سخنهای او را معلم برید هنوز او سخنهای بسیار داشت
دلی از ستمکاری اغنیا نژند وستمدیده و زار داشت
معلم بکوبید پا بر زمین
به من چه که مادر زکف داده ای به من چه که دستت پر از پینه است
رود یک نفر پیش ناظم که او بهمراه خود یک فلک آورد
دل احمد آزرده و ریش گشت
چو او این سخن از معلم شنید به یاد آمدش شعر سعدی و گفت
تامل خدا را تامل دمی تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی





















